المحقق السبزواري

727

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

او حاصل شود . ديگر ، صاحب فطالت « 1 » و زيركى و علوّ فهم و جودت راى بوده باشد . ديگر ، صاحب فكر و انديشه و معتاد به تأمّل و تفكّر و سكون و آرام بوده باشد ، و نزق « 2 » و تندى و سرعت و خفّت بر طبع او غالب نباشد . ديگر ، نيك‌ذات و خيرانديش و راست‌گفتار و راست‌كردار و بااحتياط و صاحب « 3 » حزم بوده باشد . ديگر ، به اصالت نسب و شرف و حسب موسوم باشد ، و اگر بعضى از آباء او به اين شغل موسوم و ممدوح باشند ، انسب خواهد بود . ديگر آنكه علومى كه در اين صنعت معتبر است بداند ، چون علم لغت و نحو و منطق ؛ خصوصا ، فن خطابت و علم معانى و بيان و « 4 » معرفت آيات قرآنيّه و احاديث شريفه و امثال معروفه و حكايات مشهوره و امثال آن ، و بر منشآت و مترسّلات « 5 » متقدّمان مطّلع باشد . و در اوايل ازمنه صدور اسلام ، سالها اكثر « 6 » اوقات ترسّلات به الفاظ عربى بوده و از ترسّلات در زمان متقدّمان ، ترسّل صاحب بن عبّاد و ابو اسحق صابى و قابوس و الفاظ حماد و قدامه و مقامات حميدى « 7 » و بديعى و حريرى و توقيعات بلعمى و احمد حسن و ابو نصر كندى معروف بوده . و بايد كه دبير بر كتب تاريخ مطّلع باشد ، خصوصا تواريخى كه به فصاحت و بلاغت و حسن تأديه معروف باشد . ديگر ، بايد كه دبير و منشى كه احكام و ارقام و مكاتيب ملوك نويسد [ 291 / چ ] صاحب تجارب باشد ، و بر مراسلات سلاطين سابق و غيرهم اطّلاع داشته باشد ، و عادات و رسوم آشنا و بيگانه و قواعد و سنن طوايف مختلفه را بشناسد ، و اخلاق و طبايع هركس و هر طايفه را بداند ؛ چه در تأثير هر سخنى و استحسان آن مراعات رسوم و قواعد و سنن و آداب و اطوار و اخلاق هر طايفه مدخليت تمام دارد ، چنان كه حكما در كتاب خطابه بيان اين نموده‌اند .

--> ( 1 ) . مج : « مطانت » . ( 2 ) . خفت ، سبكى ؛ شتاب ، چستى . ( 3 ) . چ ندارد . ( 4 ) . مج ندارد . ( 5 ) . چ : « ترسّلات » . ( 6 ) . چ ندارد . ( 7 ) . مج : « حميرى » .